شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۰
بهره‌گیری از ظرفیت تعالیم دینی؛ لازمه ریشه‌کنی فقر از جامعه

اگر ما بتوانیم سرمایه‌ی اخلاقی و اجتماعی دین را با رویکرد عدالت به نظامی دقیق، شفاف و اثربخش مبدل سازیم، قطعاً زمینه لازم برای تحولاتی عمیق در سطح جامعه با هدف کلی ریشه کنی‌فقر فراهم می‌شود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، امروز بیست و پنجم مهرماه مصادف با هفدهم اکتبر به عنوان "روز جهانی ریشه‌کنی فقر"، نام گذاری شده است. در بحث از فقرزدایی باید توجه داشت که بر اساس منابع و آموزه‌های اسلامی، این مقوله فراتر از دغدغه انسانی، یک مسئولیت مهم دینی به شمار می‌رود.

پیش از هر چیز باید دانست که آموزه‌های اسلامی و شیعی، هم اخلاقِ ضدّ فقر را می‌سازند، هم سازوکارهای بازتوزیع و حمایت اجتماعی با رویکرد عدالت محورانه را مطرح می کنند، ضمن آن که فراتر از این‌ها، ملاک و معیارهایی به منظور نقد ساختارهای مولّد فقر به‌دست می‌دهند.

رویکردی فراتر از پند و موعظه لازم است

با این حال باید توجه داشت که این ظرفیت‌ها هنگامی اثرگذاری لازم را به همراه دارند که از سطح موعظه و مناسک، به سیاست‌گذاری عادلانه، نهادسازی کارآمد و البته سنجش‌پذیری انتقال یابند.

نکته حائز اهمیت در این میان آن که بدانیم فقر در منطق اسلامی صرفاً کمبود درآمد نیست، بلکه محرومیت از کرامت، فرصت، امنیت و امکان مشارکت در زندگی اجتماعی بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد و دقیقاً به همین خاطر است که تعالیم ناب اسلامی در بحث از عدالت این همه بر لزوم حفظ و تقویت کرامت انسانی تأکید می‌کند.

از این منظر، ریشه‌کنی فقر نه کار خیریه‌ای و یا حاشیه‌ای، بلکه بخشی از مسئولیت دینی و عدالت اجتماعی است.

فقرزدایی؛ از احسان فردی تا مسئولیت اجتماعی

در سنت دینی، انفاق و صدقه اهمیت خاصی دارند، اما با این حال فقرزدایی به آن‌ها منحصر نمی‌شود، چه آن که اگر نیک بنگریم به خوبی متوجه می‌شویم که زکات، خمس، وقف، قرض‌الحسنه و مسئولیت حاکمیت در تأمین عدالت، هر یک به‌نوعی ناظر به سامان‌دادن رابطه‌ی ثروت و نیاز هستند.

و به همین خاطر نیز در بحث از رفع زمینه‌های فقر باید به این نکته کلیدی توجه داشت که در اینجا تلاش به منظور جلوگیری از محرومیت پایدار، نابرابری فرصت‌ها و انباشت امتیاز و ثروت در دست گروهی محدود در کانون هدف قرار دارد و لذا باید گفت که برای رفع فقر به معنای حاد آن، هر چند که کمک فوری یک ضرورت انکارناپذیر است، اما اگر همین مسأله به سیاستی برای توانمندسازی، اشتغال شایسته، آموزش باکیفیت و دسترسی عادلانه به خدمات عمومی منجر نشود، تنها از آثار و پیامدهای فقر آن هم برای مدتی کوتاه، کاسته است.

کرامت انسان؛ معیار دینیِ سنجش سیاست‌های فقرزدایی

در نگاه قرآن و کلام نورانی حضرات معصومین(ع)، انسان صاحب کرامت است. از این رو، فقر تنها مسأله‌ی سبد مصرفی نیست؛ بلکه وضعیتی است که می‌تواند اختیار، امنیت، منزلت و امکان انتخاب را محدود و بلکه ضایع کند. از این حیث سیاستی که به فقیر صرفاً به چشم دریافت‌کننده‌ی کمک، نگاه کند، حتی اگر منابعی توزیع کند، ممکن است شأن و عاملیت او را نادیده بگیرد.

پیوند عدالت با مناسبات اقتصادی در جامعه

از سوی دیگر باید توجه داشت که یکی از ظرفیت‌های مهم آموزه‌های ناب اسلامی، پیوند عدالت با مناسبات اقتصادی جامعه است. بر این اساس چنانچه فقر را تنها با توزیع کمک پس از وقوع آن مدیریت کنیم، از سؤالات بنیادی‌تر غافل شده‌ایم؛ این که به عنوان مثال، فرصت‌های اقتصادی چگونه توزیع شده‌اند؟ این که چه کسانی به اعتبار، زمین، آموزش و بازار کار دسترسی دارند؟ این که آیا قواعد اقتصادی امکان بهره‌کشی، انحصار و رانت را فراهم می‌کنند!؟

از این حیث، عدالت اقتصادی تنها به معنای بخشندگی ثروتمندان نیست. جامعه‌ای که در آن گروهی ناچارند برای بقا از حقوق اولیه‌ی خود صرف‌نظر کنند، نمی‌تواند صرفاً با گسترش خیریه به گوهر عدالت دست پیدا کند، چه آن که صدقه با این همه تأکیدات در روایات ما صرفاً می‌تواند به کاهش رنج کمک کند، اما به هیچ وجه جای اصلاح قواعد ناعادلانه را نمی‌گیرد.

از سوی دیگر باید میان تسکین فقر و ریشه‌کنی فقر تفاوت قائل شد، به این معنا که تسکین، پاسخ به نیاز فوری است اما ریشه‌کنی، تغییر شرایطی است که افراد را به‌طور پایدار در معرض محرومیت قرار می‌دهد. طبعاً جامعه‌ای که فقط به تسکین می‌اندیشد، ممکن است شبکه‌ای گسترده از کمک‌های ضروری داشته باشد، اما همچنان با فقر موروثی، ناامنی شغلی، محرومیت آموزشی و نابرابری فرصت‌ها روبرو باشد که این ها با اصل کرامت انسانی او در تضاد هستند.

سنت شیعی و لزوم رسیدگی به فقرا و محرومان

در فرهنگ شیعی و بر اساس مکتب اهل بیت(ع)، عدالت‌خواهی و توجه به محرومان به خصوص با عنایت به کلام و سیره‌ی مولای متقیان علی(ع) فراتر از وظیفه دینی فرد، یک مسئولیت اجتماعی در تناسب با شأن حکومت به شمار می رود.

به دیگر سخن، این سنت و سیره، فقر را صرفاً آزمونی برای فقیر یا فرصتی برای نیکوکاری ثروتمند نمی‌بیند، بلکه آن‌را مسأله‌ای اخلاقی و عمومی می‌داند که صاحبان قدرت و ثروت نیز در برابر آن مسئول‌ می باشند.

ما اگر در همین راستا از ظرفیت منابع و آموزه‌های دینی و مکتبی خود با رویکرد انقلابی بهره‌برداری لازم را ببریم، یقیناً در مسیر ریشه‌کنی فقر از جامعه، گام های استواری برداشته‌ایم که شاهد به ثمرنشستن و دیده شدن خیرات و برکات آن خواهیم بود و چقدر خوب و شایسته است که در همین راستا، ظرفیت‌های پراکنده و گاه مؤثر در فرآیند فقرزدایی به یک منظومه‌ی هماهنگ و منسجم و قوی تبدیل شود.

واپسین نکته هم این‌که؛ اگر ما بتوانیم سرمایه‌ی اخلاقی و اجتماعی دین را با همین رویکرد به نظامی دقیق، شفاف و اثربخش مبدل سازیم، قطعاً زمینه لازم برای تحولاتی عمیق در سطح جامعه با هدف کلی ریشه کنی‌فقر فراهم می شود.

گزارش از: سید محمدمهدی موسوی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha